دفتر ریاست جمهوری خبر کاریکاتور

دفتر: ریاست جمهوری خبر کاریکاتور

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی ترامپی که می‌خواهد روی دیگر سکه اوباما باشد

انگار ترامپ طاقت استخوان‌ لای زخم را ندارد و منافع و موفقیت خود را در رهایی از قید و بند برجام می‌داند. از این‌ رو آخرین تیر ترکشش را رها کرد تا از فشار تعهدی ک

ترامپی که می‌خواهد روی دیگر سکه اوباما باشد

ترامپی که می خواهد روی دیگر سکه اوباما باشد

عبارات مهم : ایران

انگار ترامپ طاقت استخوان لای زخم را ندارد و منافع و موفقیت خود را در رهایی از قید و بند برجام می داند. از این رو آخرین تیر ترکشش را رها کرد تا از فشار تعهدی که به رأی دهندگانش دارد، خلاص شود و به سیاست مدارانی که به دیده تحقیر در او می نگریستند، نشان دهد از قدرت بالای تصمیم گیری برخوردار است و با وجود مخالفت های آنان به کاری دست می زند که به آن اعتقاد دارد. او می خواهد روی دیگر سکه اوباما باشد. ترامپ بیش از هر چیز دیگری به این تفاوت نیاز دارد. اوباما با روش و منش سیاسی خود ناخواسته تحقیرش می کرد.

احمد غلامی، سردبیر شرق در سرمقاله روز شنبه این روزنامه نوشت: «از قدیم گفته اند فوت یک بار شیون هم یک بار. این ضرب المثل راجع به هر دو طرف درگیر برجام، کشور عزیزمان ایران و آمریکا، صدق می کند. جهت دولت کشور عزیزمان ایران که به دیپلماسی عادت دارد، قضاوت راجع به پایبندی به تعهداتش هر سه ماه یک بار غیر قابل تحمل و دور از شأن نیست ولی بعضی از جریان ها، این قضاوت های فصلی را مغایر با منافع و دور از شأن می دانند. به قولی به این ضرب المثل خو کرده اند؛ یا رومی روم یا زنگی زنگ. از این منظر، ترامپ به سمت خواسته های آنان گام برداشت.

ترامپی که می‌خواهد روی دیگر سکه اوباما باشد

البته خیلی راحت اندیشانه است که فکر کنیم مدیر جمهور آمریکا نمی دانسته این تصمیم، موجب اتحاد دولت با این جریان ها می شود. انگار ترامپ طاقت استخوان لای زخم را ندارد و منافع و موفقیت خود را در رهایی از قید و بند برجام می داند.

از این رو آخرین تیر ترکشش را رها کرد تا از فشار تعهدی که به رأی دهندگانش دارد، خلاص شود و به سیاست مدارانی که به دیده تحقیر در او می نگریستند، نشان دهد از قدرت بالای تصمیم گیری برخوردار است و با وجود مخالفت های آنان به کاری دست می زند که به آن اعتقاد دارد. او می خواهد روی دیگر سکه اوباما باشد. ترامپ بیش از هر چیز دیگری به این تفاوت نیاز دارد. اوباما با روش و منش سیاسی خود ناخواسته تحقیرش می کرد.

انگار ترامپ طاقت استخوان‌ لای زخم را ندارد و منافع و موفقیت خود را در رهایی از قید و بند برجام می‌داند. از این‌ رو آخرین تیر ترکشش را رها کرد تا از فشار تعهدی ک

مخالفت جدی ترامپ با دیپلماسی خاورمیانه ای اوباما، رنگ و بویی از واقعیت دارد و به نظر جمهوری خواهان نزدیک است ولی این کار بیش از هر چیز تسویه حساب شخصی او با خودش و دیگران است که معتقدند دیپلماسی، دشوارتر از جنگ و تن دادن به قواعد آن، شجاعانه تر از جنگیدن در میدان نبرد هست. اگر اوباما روح اسپارتی مردم آمریکاست، ترامپ روح آتنی آن است که جنگ و جنگیدن در میدان نبرد جهت گسترش ایده آمریکا به مثابه آمریکا، برایش فضیلت است و بر کسی پوشیده نیست که ایده امروز آمریکا، بازار است و تجارت. بعد جنگ، نه جنگ دیپلماسی بلکه جنگ تجارت هست. آن چه روح سرکش ترامپ را آرام می کند، ستایش هست؛ ستایش از فضیلت های آمریکایی که او خودش را مصداق آن می داند. تجارت پیشه ای سخت کوش که از خطر کردن نمی هراسد و جهت برنده شدن در جنگ تجارت، تن به هر کاری می دهد.

همین عطش بُرد است که او را در مواجهه با سخنان تحقیرآمیزی مانند «کودن» و «کودک بزرگ سال» حتی از سوی هم کیشانش، رویین تن می کند. همه مخالفان او کسانی هستند که می خواهند دنیا را از پشت میزشان اداره کنند؛ بوروکرات های دموکرات و محافظه کاران ثروتمند که با لبخندی بر لب، با پنبه سر می برند. با دوری از این روش است که او بردباری روش های دیپلماتیک راجع به کشور عزیزمان ایران را ندارد. مثل خیلی ها در ایران، او می خواهد خودش را از هر آن چه در «طرح جهان» اش نمی گنجد، خلاص کند.

در کشور عزیزمان ایران تحلیل های بسیاری راجع به ترامپ و عملکردش شده است هست. گاه دیوانه خطابش کرده اند و گاه عاقلی که خود را به دیوانگی زده هست. ترامپ هر چه هست، نتیجه عملکردش چندان به نفع کشور عزیزمان ایران نیست. مدیر جمهور آمریکا با تهدیدهای واقعی و غیر واقعی شرایط اقتصادی کشور عزیزمان ایران را ناامن می کند و فرآیند پیوستن کشور عزیزمان ایران به بازارهای جهانی را به تأخیر می اندازد. این جنگ تجارت از مسلک تجارت پیشگی ترامپ نشات می گیرد. او می داند دولت های اروپایی با همه امتناع ها و سرپیچی ها در برابر فرمانش، بالاخره پای منافعشان که به میان بیاید، کنار آمریکا خواهند ایستاد. جنگ در میدان بازار، دستمایه ای است که ترامپ با آن بر «برتری» آمریکا در دنیا صحه می گذارد.

ترامپی که می‌خواهد روی دیگر سکه اوباما باشد

او گمان می کند، فشار بر کشور عزیزمان ایران شاید تنها راه مذاکره مستقیم در همه سطوح باشد؛ اتفاقی که در صورت وقوع، پیروزی قطعی اش را در انتخابات آینده رقم خواهد زد. اگر در این خواسته ناکام شود، به جمهوری خواهان، سناتورها و نظامیان تندرو نزدیک خواهد شد که سودایی بیش از معامله و مذاکره را در سر می پرورانند. از این رو در میان آنان جایگاهی نه همدلانه بلکه استراتژیک جهت خود دست وپا خواهد کرد. اعلام نهایی تصمیم ترامپ، همان اسب تروایی است که به داخل قلعه دیپلماسی آمریکا فرستاده شده است هست. جهت هر کاری ابتدا باید این دژ را شکسته و قلعه آن را فتح کند. سیاست مداران در قلعه همان دیپلمات های ثروتمندی هستند که از سیاست به ثروت و از ثروت به سیاست رسیده اند. ترامپ نیز یکی از آنان هست؛ بعد آیا این گونه بی محابا به آنان یورش می برد؟ آیا این برگرفته از علاقه وافرش به محبوب بودن است؟ هر چه باشد، در این تصمیم گیری هم کیشان خود را نیز به آزمون بزرگی فرا می خواند. اگر همراهی اش نکنند، نزد رأی دهندگانش رو سفید خواهد شد و در صورت همراهی آنان، در قامت فرمانده مقتدر جمهوری خواهان ظاهر خواهد شد. چیزی که ترامپ رؤیایش را در سر می پروراند، به زانو درآوردن کسانی است که تحقیرش می کنند. این پیروزی زمانی برایش دلچسب تر است که مخالفانش به ناچار تن به همراهی اش دهند.

در میان انبوه تحلیل های سیاسی و توصیف های شخصیتی از ترامپ، چیزی که بیش از همه آشکار پنهان هست، نتیجه کارها اوست. اگر نقشه ترامپ بگیرد، در نهایت این گونه برداشت می شود که آمریکا پیکره ای منسجم است که در طرح مذاکرات هسته ای، اوباما مرحله اول را پیش برد و مرحله تکمیلی را ترامپ به آخر رساند.

انگار ترامپ طاقت استخوان‌ لای زخم را ندارد و منافع و موفقیت خود را در رهایی از قید و بند برجام می‌داند. از این‌ رو آخرین تیر ترکشش را رها کرد تا از فشار تعهدی ک

تا اینجا همه پازل ها با هم جور درمی آید، به جز تصویر العمل کشور عزیزمان ایران به آمریکا. دولت و مردم کشور عزیزمان ایران نشان داده اند به راحتی قابل آینده نگری نیستند. آنان در بسیاری از بن بست های تاریخی، با مذاکره و معامله از خطر جسته اند و در شرایطی که هیچ کس انتظار جانفشانی را از آنان نداشته، تا سرحد فوت جهت دفاع از کشورشان جنگیده اند. این که مردم کشور عزیزمان ایران چه تصمیمی خواهند گرفت، چندان در اختیار ترامپ نیست و این تنها جای خالی پازل اوست که نمی داند ایرانی ها بر دیپلماسی پافشاری خواهند کرد یا در اقدامی ناباورانه با این که میل به به جنگیدن ندارند، وادار به جنگ تا سرحد فوت خواهند شد. آیا خلیج فارس را با نام جعلی خواندن گام برداشتن در همین مسیر اشتباه فاحش نیست؟»

واژه های کلیدی: ایران | تجارت | سیاست | اوباما | آمریکا | اوباما | ایرانی | آمریکایی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz