دفتر ریاست جمهوری خبر کاریکاتور

دفتر: ریاست جمهوری خبر کاریکاتور

گت بلاگز اخبار حوادث پشت پرده یک پرونده آدم‌ربایی

مجتبی و طیب دو دوست بودندکه به همراه مردی به نام حسن سناریوی ربودن تازه داماد جوانی را در یکی از محله های پایتخت کشور عزیزمان ایران کلید زده و آن را سه نفری به

پشت پرده یک پرونده آدم‌ربایی

پشت پرده یک پرونده آدم ربایی

عبارات مهم : میلیون

مجتبی و طیب دو دوست بودندکه به همراه مردی به نام حسن سناریوی ربودن تازه داماد جوانی را در یکی از محله های پایتخت کشور عزیزمان ایران کلید زده و آن را سه نفری به اجرا گذاشتند. آنها یک هفته او را به منزل هایی در شهریار و ملارد انتقال یافته و جهت آزادی او از خانواده اش اخاذی کردند.

تصویر پشت پرده یک پرونده آدم ربایی

پشت پرده یک پرونده آدم‌ربایی

متهمان ابتدا پنج میلیون تومان از حساب بانکی اش برداشت و بعد وی را مجبور کردند در تماس با خانواده اش وانمود کند به افرادی بدهکار است و از آنها بخواهد طلاهای همسرش را در قرار ملاقاتی به دو مرد تحویل دهند. بعد هم او را مجبور کردند خودروی پژو 206 خود را به نام آنها سند بزند. علاوه برآن مبایعه نامه ای نوشتند و با ترساندن او به مرگ، درخواست کردند آپارتمانش را نیز در بنگاهی قولنامه کرده و به نام آدم ربایان ثبت کند. این در حالی بود که گروگان جوان از وحشت جان از پدرش خواست به بنگاه برود و مبایعه نامه ای تنظیم کند که این بار متهمان در اجرای آخرین اخاذی ارزش ناکام مانده و بازداشت شدند. متهمان در بازجویی ها منکر این آدم ربایی شدند که در ادامه، گفت وگوی دو عضو این باند با برنامه «یک پرونده یک روایت» رادیو جوان را می خوانید.

انکار گروگانگیری و اخاذی

مجتبی و طیب دو دوست بودندکه به همراه مردی به نام حسن سناریوی ربودن تازه داماد جوانی را در یکی از محله های پایتخت کشور عزیزمان ایران کلید زده و آن را سه نفری به

مجتبی، از آشنایی با همدستانت بگو؟

من و طیب با هم فرزند محل بودیم و با هم ارتباط داشتیم، ولی از یک سال پیش که هردو از زندان آزاد شدیم، ارتباطمان زیاد شد .

برای چه زندان بودی؟

هردو به خاطر موادمخدر در زندان بودیم.

پشت پرده یک پرونده آدم‌ربایی

قبل از آدم ربایی چکار می کردی؟

تراشکار بوم.

مجتبی و طیب دو دوست بودندکه به همراه مردی به نام حسن سناریوی ربودن تازه داماد جوانی را در یکی از محله های پایتخت کشور عزیزمان ایران کلید زده و آن را سه نفری به

سابقه کیفری داری؟

ده بار. همه آن هم بابت موادمخدر بود. چند ماه در زندان می ماندم و بعد آزاد می شدم.

متاهلی؟

پشت پرده یک پرونده آدم‌ربایی

نه. قبلا ازدواج کرده بودم. ولی زمانی که فرزندم یک ساله بود، همسرم به خطر اعتیادم از من جدا شد. حالا پسرم 11 ساله است.

دوباره ازدواج نکردی؟

نه. می خواستم ازدواج کنم، ولی به اتهام آدم ربایی بازداشت شدم.

وضع مالی ات خوب هست؟

بله. مسئله مالی نداشتم.

پس آیا به آدم ربایی دست زدی؟

آدم ربایی در کار نبود. ما فقط پولمان را از او می خواستیم.

چقدر پول به او داده بودید؟

یک روز طیب سراغم آمد و گفت حمید ـ جوان ربوده شده است ـ قصد خرید و فروش خودروی مدل اوج دارد. اگر به او پول قرض دهیم تا آن ماشین را بخرد، سه روزه آن را می فروشد و 20 میلیون تومان سود می کند. بنابراین علاوه براین که اصل پولمان را بعد از سه روز می گیریم، از سود آن ده میلیون تومان نصیبمان می شود. من هم وسوسه شدم. من و طیب در مجموع 40 میلیون تومان و دوست دیگرمان حسن نیز 68 میلیون تومان به او داد.

چرا همان روزی که پول را دادید خواهان بازپرداخت آن شدید؟

ساعاتی از پرداخت پول به او نگذشته بود که او مدام این دست و آن دست می کرد تا فروشنده خودروی خارجی را پیدا کند، ولی او را پیدا نکرد. مدام می گفت در منزل و محل کارش نیست و تلفنش را پاسخ نمی دهد. حتی ما را جهت یافتن آن مرد به حوالی بزرگراه آزادگان برد، ولی آن مرد در آنجا حاضر نشد. همین رفتارها باعث شد به او ظنین شویم که نکند خودرویی در کار نیست و او می خواهد ما را فریب دهدو هدفش اوج کشیدن پولمان است که باعث شد پولمان را از او بخواهیم.

پول تو و دوستانت را پرداخت کرد؟

می گفت پول را کارت به کارت کرده به حساب فروشنده که قرار است ماشین را تحویلش دهد، ولی او را پیدا نمی کند که پول را بعد دهد. مدعی بود هر طور شده است پول را بعد می دهد، ولی سودی بابت آن به ما نمی پردازد. او خودش به محل قرار با ما آمد تا پول را بیاورد که پولی در کار نبود .

بعد چه شد؟

از ما جهت بازپرداخت پول وقت خواست. می گفت پنج میلیون تومان ابتدا به ما می دهد، طلا می دهد، خودروی پژویش را نیز می توانیم بفروشیم. علاوه برآن منزل ای در طبقه ششم مجتمعی در مرتضی گرد دارد که اکنون سند آن را به نام پدرش ثبت کرده که می توانیم آن را هم بابت بقیه پول طلبمان برداریم.

شما مدرکی هم بابت پرداخت آن 108 میلیون تومان، از او گرفتید؟

نه. این کاردر عالم رفاقت انجام شد. اشتباه کردیم باید دست نوشته، چک یا سفته ای بابت بازپرداخت طلبمان از او می گرفتیم که اشتباه کردیم و این کار را انجام ندادیم. او پولمان را بعد نداد هیچ، حالا اتهام آدم ربایی به ما زده است.

چرا نقشه آدم ربایی را طراحی کردی؟

آدم ربایی درکار نبود. او با پای خودش با ما همراه شد. ما 40 میلیون تومان را کارت به کارت و 86 میلیون بقیه را که مال دوستمان حسن بود، نقدی به مرد جوان دادیم.

او پول و طلا به شما پرداخت کرد؟

ابتدا پنج میلیون تومان را که در کارتش بود به حساب حسن واریز کرد. طلاهایی را از طریق برادرش به ما رساند. آپارتمانش در محله مرتضی گرد را که سند آن به نام پدرش بود، قرار شد به نام ما بابت بدهی ثبت کند. پدرش می خواست این کاررا انجام دهدکه ما گفتیم کد رهگیری بگیرد که این کار انجام نگرفت و به ما شک کرد؛ ماجرا لو رفت و این کار انجام نشد.

شما بعداز آدم ربایی گروگان را کجا بردید؟

آدم ربایی در کار نبود. او خودش با سوار شدن به خودروی پژو به محل قرار آمد که ما نیز با دو دستگاه ماشین سر قرار آمدیم. دو ساعت به دنبال آن فروشنده خودروی خارجی بودیم. همه با هم ساندویچ خوردیم. حرف زدیم. او تلفنی با افرادی حرف زد حتی با برادرش تلفنی صحبت کرد. می گفت تلفن فروشنده خاموش است تا پول را بعد بگیرد یا ماشین را تحویل بگیرد. شب اول با من به منزل مان آمد. ولی چون خواهر و مادرم در منزل بودند، روز بعد او را به باغی بردیم و چهار، پنج روز بقیه را به منزل های دوستانمان در ملارد و شهریار انتقال یافته کردیم.

در این مدت رفتارتان با او چطور بود؟

هر چه می خوردیم به او می دادیم، او کاملا آزاد بود و آزار و اذیتی در کار نبود.

شما وقت گروگانگیری در تماس با پدرش او را ترساندن کرده بودید اگر مبایعه نامه و کد رهگیری فروش آپارتمان را به نام شما ثبت نکند، پسرش را آزاد نمی کنید؟

تهدیدمان جدی نبود. چون مبایعه نامه را چند روز قبل نوشته بودیم و فقط مانده بود دریافت کد رهگیری که ماجرا در بنگاه لو رفت. انتقال سند این آپارتمان به نام ما با رضایت خود حمید بود.

اگر گروگان رضایت داشت بعد آیا او را با خود به بنگاه نبردید؟

او خودش نیامد. چون می گفت سند آپارتمان به نام پدرش است و دیگر مورد نیاز نیست با ما بیاید.

چرا در نخستین مرتبه فقط از او پنج میلیون تومان پول گرفتید؟

او خودش این مبلغ را به حساب دوستمان حسن واریز کرد. چون فقط پنج میلیون تومان در کارت وی پول بود .

چرا این مبلغ در پایتخت کشور عزیزمان ایران به حساب همدست تو واریز نشد؟

حمید در پایتخت کشور عزیزمان ایران حرفی نزد که پول دارد. زمانی که با ما به شهریارآمد تازه آنجا گفت کارت بانکی همراهش است و ما در آنجا پنج میلیون را با خواست او به حساب حسن واریز کردیم تا بقیه طلبمان را از وی بگیریم.

چرا هنگامی که که پول، طلا و حتی مبایعه نامه فروش آپارتمان را گرفتید گروگان را رها نکردید؟

گمان می کردیم شاید او به ما دروغ بگوید و بازی در آورد و پولمان را ندهد.

تو ورزشکاری؟

مربی کلوب ورزشی بودم، ولی اعتیاد باعث شد ورزش، همسرم و خیلی چیزهای دیگر را از دست بدهم . بعد هم که جهت تامین هزینه زندگی ام به تراشکاری رو آوردم، ولی همچنان اعتیاد دارم و ترک نکرده ام.

طلبمان را می خواستیم

طیب، تو چطور با جوان ربوده شده است آشنا شدی؟

من هم از طریق دوست دیگرمان حسن از مدت ها پیش با او آشنا شده است بودم.

نقش تو در آدم ربایی چه بود؟

آدم ربایی درکار نبود، ما فقط می خواستیم پولمان رابگیریم. حرف های شاکی راجع به آدم ربایی را قبول ندارم.

دوبار به خاطر مواد به زندان رفتم.

چرا احساس کردید به پولتان نمی رسید؟

چون او هر کاری می کرد نمی توانست فروشنده خودروی خارجی را پیدا کندو مدام به ما می گفت تلفنی یا حضوری او را پیدا می کند. همین حرف های ضد و نقیض اش باعث شد به او شک کنیم. پولمان را خواستیم که گفت پول را به حساب فروشنده واریز کرده و پولی ندارد. همانجا شک مان زیاد شد و تصمیم گرفتیم طلبمان را بعد بگیریم.

طلب را بعد گرفتید؟

او از طریق برادرش به ما طلا داد، پنج میلیون تومان پول و مبایعه نامه فروش منزل اش را که به نام پدرش در محله مرتضی گرد بود. ماحتی به نمایشگاه ماشین رفتیم، 13 میلیون تومان بدهی او را به صاحب نمایشگاه دادیم وخودرویش را گرفتیم. بعد رفتیم تعویض پلاک تا پلاک آن را عوض کنیم تا ماشین را بفروشیم و پولی دستمان را بگیرد که کارمان در تعویض پلاک به یک هفته دیگر افتاد. اگر ما آدم ربا بودیم که پول بیشتری اخاذی می کردیم نه این که طلب خودمان را بگیریم. خودمان سر قرار نمی رفتیم، ولی زمانی که بازداشت شدیم، دیگر طلبمان هم به دستمان نرسید.

طلاهایی را که گرفتید چه کردید؟

شاکی با برادرش تلفنی تماس گرفت و خواست بابت بدهی اش طلاهایی را برایمان بیاورد. او خودش همه چیز را تلفنی هماهنگ کرد و محل قرار را هم خودش تعیین کرد. ما به آنجا رفتیم و خیلی محترمانه طلاها را گرفتیم. می خواستیم آن را بفروشیم ولی فاکتور نداشتیم.

گروگان چند شب پیش شما بود؟

ماجرا آدم ربایی نبود. او نزدیک به یک هفته با ما بود. خودش با پای خودش آمده و هر جا می رفتیم با ما بود. هیچ گونه مشکلی جهت او به وجود نیاوردیم. شکنجه و کتک زدن هم در کار نبود اگر ما آدم ربایی کرده بودیم باید حدالاقل او را کتک زده و زندانی می کردیم که این کارها را انجام ندادیم.

او را جای دیگری هم بردید؟

می خواستیم برویم منزل اجاره ای او که می گفت در محله پونک پایتخت کشور عزیزمان ایران هست. اوحتی می گفت پول پیش منزل اش 167 میلیون تومان هست. وی به همسرش زنگ زد و از او خواست به منزل پدر شوهرش برود، چون ممکن است با دوستانش ـ ما ـ به آنجا برویم که او بعد از حرف زدن با ما منصرف شد و آنجا نرفتیم، بلکه به منزل مجتبی و بعد دوستان دیگرمان رفتیم.

شاکی اعلام کرده است که شما با انداختن گونی روی سرش او را ربوده اید؟

نه. این حرف ها درست نیست. آدم ربایی درکار نبود وگفته های اورا قبول ندارم. او خودش همراه ما شد تا 108 میلیون تومانی را که از ما دو نفر و دوست دیگرمان گرفته بود، بعد دهد.

طبق گفته شاکی شما پول را به مرد دیگری داده اید وبه جای او اشتباهی شاکی را ربوده اید؟

نه. قبول ندارم. ما پول را به همین فرد قرض دادیم. حسن به ما پولی بدهکار نبود، بلکه او نیز 68 میلیون تومان به شاکی داده بود. شاکی مدعی بود علاوه بر بازگرداندن پول، سود ده میلیون تومانی نیز به ما می دهد.

اگر کار شما آدم ربایی نبود، آیا حسن بعد از دستگیری شما حمید را رها کرد؟

این حرف ها واقعیت ندارد. حمید خودش رفته بود و حسن او را به گروگان نگرفته بود که بخواهد آزادش کند. اوخودش ازما جدا شد و رفت.

چرا گروگان را در شش منزل نگه داشتید و مدام این مکان ها را عوض می کردید؟

مخفیگاهی نبود. منزل خودمان یا دوستانمان بود که خودش با ما می آمد.

آدم ربایی را قبول ندارید، ولی زمانی که با همدست خود مواجهه حضوری شدی اعتراف کردی که در آدم ربایی نقش داشتی .

نه. من آن موقع دروغ گفتم تا فرصتی پیدا کنم که آزاد شوم.

شما نشانی منزل گروگان را که سندش به نام پدر او بود، از کجا آوردید؟

حمید خودش نشانی وکلید را به ما داد. او خودش خواست بابت بقیه طلب این منزل را که در محله مرتضی گرد بود جهت خودمان برداریم. با توجه به گفته های او ما خودمان به آنجا رفتیم. حتی با رفتن به چند بنگاه ارزش ملک را ارزیابی هم کردیم.

شما با پدر او ملاقات کردید؟

بله. این ملاقات با اصرار خود حمید بود . او خودش تلفنی با پدرش حرف زد و خواست به بنگاه بیاید، مبایعه نامه را بنویسد، کد رهگیری بگیرد و مقدمات ثبت سند منزل به نام ما بابت بدهی اش را انجام دهد.

اگر شما او را به گروگان نگرفته بودید بعد آیا خط تلفن او را مدام عوض کردن می دادید؟

هر دو خط تلفن مال خودش بود. خط اولی را خاموش کرد و دومی را فعال کرد. ما هیچ خط تلفنی به او ندادیم.

قبل از دستگیری آیا به شمال کشور رفتی، قصد فرار داشتی؟

خیر. من دچار مسئله شده است بودم و جهت حل آن نزد یکی از آشنایان رفته بودم. قصد فراری در کار نبود، چون اقدام اشتباهی نکرده بودم که دلواپس باشم.

با توجه به این که پول، طلا و مبایعه نامه راگرفته بودید، آیا گروگان را آزاد نکردید؟

بحث گروگانگیری در کار نبود. او خودش آزاد بود و هر جا که می خواست، می رفت دیگر قرار نبود ما نقشه ربودن او را طراحی کرده و به اجرا بگذاریم.

پنج میلیون تومان پول گروگان به حساب چه کسی واریز شد؟

این پول به حساب حسن واریز شد و آن را خود حمید واریز کرد، پول جهت بدهی اش بود، نه جهت اخاذی و آدم ربایی.

حرف پایانی؟

اشتباه کردیم. زمانی که او پول را از ما گرفت و ما فهمیدیم خودرویی در کار نیست، باید اول از او رسید محضری، سفته یا مدارکی که بابت پرداخت پول بود، می گرفتیم تا او این طور به ما تهمت آدم ربایی نزند تا بازداشت شویم. او با ما بازی کرد، نه تنها پولمان را نپرداخت بلکه ما را در برابر اتهام آدم ربایی قرارداد.

اخبار حوادث – جام جم

واژه های کلیدی: میلیون | آدم ربایی | ده میلیون | گروگانگیری | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz